تبليغاتX
باران

باران

انتشارات مدرسه ما

در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:17  توسط ن.شریفی  | 

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست

او جانشین همه نداشتنهاست

نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است

اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی

ای پناهگاه ابدی

تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:2  توسط ن.شریفی  | 

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله

وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ

بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم

اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین وَعَلی اولاد الحُسَین

وَعَلی اَصحابِ الحُسَین

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 23:9  توسط ن.شریفی  | 

مواد لازم برای تهیه شکلات زندگی

 

           ۱ـ  توکل به خدا ؛ به وسعت عالم.

           ۲ـ تفکر مثبت + ؛ به تعداد هر فکر.

           ۳ـ تدبیر مناسب ؛ به تعداد هر اقدام.

           ۴ـ صبر و تحمل ؛ در کل مسیر.

           ۵ـ استفاده از تجربه؛ هر چه بیشتر باشد، بهتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:1  توسط ن.شریفی  | 

معلم پای تخته داد می زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسی ها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد

برای اینکه بیخود های و هوی می کرد و با آن شور بی پایان

تساوی های جبری را نشان می داد

با خطی خوانا بر روی تخته ایکز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین نوشت : یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی برخاست

همیشه یک نفر باید بپا خیزد...

به آرامی سخن سر داد :

تساوی اشتباهی فاحش و محض است .

نگا بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید : اگر یک فرد انسان واحد یک بود

                                      آیا باز یک با یک برابر بود ؟

سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت .

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت :

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

                   قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود

وان سیه چرده که نینالید پایین بود ؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر ورو میشد

حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان ومال مفتخواران از کجا آماده می گردید ؟

با چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟

معلم ناله آسا گفت :

بچه ها در جزوه های خویش بنویسید :

                                         یک با یک برابر نیست

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 23:29  توسط ن.شریفی  | 

آغاز با خدا

                   پایان بی خدا

                   پیدا نمی کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:24  توسط ن.شریفی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:35  توسط ن.شریفی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 23:8  توسط ن.شریفی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:22  توسط ن.شریفی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:10  توسط ن.شریفی  |